(!)...تنها صداست که می ماند
یه روز یه مردی داشت از یه خیابونی رد میشد .سر و شکلش مثل ادمای اون محله نبود .مردم شروع کردن به بد و بیراه گفتن بهش .اون به جای اینکه خودش رو به نفهمیدن بزنه به طرف اون ها رفت و برای اون ها طلب مغفرت کرد. یه مردی گفت:ما داریم به تو توهین میکنیم نکنه که کری؟ چون در عوض برای ما طلب امرزش کردی! اون مرد خردمند گفت:هر یک از ما تنها میتونه ان چیزی رو که داره به دیگران عرضه کنه. پ-ن۱:نیلوفر خدا رحمت کنه که دستم بهت نرسه وگرنه می دونم با هات چی کار کنم پ-ن۲:ببخشید یه خورده که نه خیلی زیاد اپم دیر شد وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم مستم کن انچنان که ندانم ز بیخودی بر بوی انکه جرعه ی جامت به ما رسد دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه نقد دلی که بود مرا صرف باده شد در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت گم گشته ای که باده ی نابش به کام رفت پ-ن(۱):عیدتون مبارک. پ-ن(۲):نمی دونم چرا انقدر این روزا الکی خوشم پ-ن(۳):بچه ها اگه کسی از تکمیل ظرفیت دانشگاه ازاد اطلاعی داره لطفا به من بگه ممنون میشم. میگن ادما از چیزایی که بدشون میاد به سرشون میاد.حالا کار منم شده مثل این. نمی دونم می خوام چی کار کنم اما امیدم رو از دست ندادم خیلی هم از خودم بدم نمیاد شاید چون کار رو واگذار کردم به خدا. بهش گفتم خدایا کی بهتر از تو می تونه کار من رو درست کنه ؟ تو رو به عظمت پادشاهیت کار این رعیتت رو درست کن.بهش گفتم تا عید فطر تکلیفم رو با خودم روشن کن.حالا هم تقریبا داره باز میشه.گره ی کارم رو میگم.اخه اون کارشو خیلی خوب بلده. اومدم بگم هر وقت کارم درست شد فکر کنم همون عید فطر یه اپ خوب و مفصل میکنم. پ-ن:کنکور سراسری جواباش اومد من امار گلستان روزانه قبول شدم.نمیرم.محروم میشم.مهم نیست.مطمئنم کارم راه میفته.
(اخرشم من این کوچه خیابونا رو یاد نمیگیرم
)پول نداره و ازم خواست که بهش کمک کنم.خب منم دیدم ادم نباید کسی رو که ازش در خواست کمک کرده رد کنه .برای همین بهش یه خورده پول دادم .چند قدم جلوتر یه خانمی از توی ماشینش سوال کردکه اون خانم پیره چی کار داشت ما هم ماجرا رو براش تعریف کریم.اون گفت همش تقصیر شما هاست که گدا زیاد شده.شما ها نباید به این مردم پول بدین.منم که داغون.دوستام میدونن تا یه چیزی میشه رنگ انار میشم تا پیشونیم قرمز شد اما توی راه داشتم به این فکر میکردم که من هیچ وقت به اونایی که مستقیم گدایی میکنن پول ندادم. اما خب از کجا بدونم اونی که می گه برای رفتن به خونش پول نداره راست میگه یا نه؟ به هر حال ممکنه واقعا در راه مونده باشه و واقعا ادم شیادی نباشه نمی شه که همه رو با یه چوب روند.با تمام این حرفا به این نتیجه رسیدم که:درسته که ادم های شیاد زیاد شدن اما این دلیل نمی شه من به دیگران کمک نکنم.
![]()
![]()
(تقصیر نیلوفره) اما حالا به نظر شما ها ادم باید چی کار کنه؟کمک کنه یا نه؟یا چی؟![]()
در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت
عمری که بی حضورصراحی و جام رفت
در عرصه ی خیال که امد کدام رفت
در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت
تا بویی از نسیم می اش در مشام رفت
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
قلب سیاه بود ز ان در حرام رفت
می ده که عمر در سر سودای خام رفت
من که نتونستم اما امید وارم شما ها تونسته باشین قلبتون رو پاک کنید ان طور که باید و عمل کنید به ان چه که باید و دوری کنین از انچه که نباید.![]()
. من بهش می گم خوش بینی اما بقیه می گن سر خوشی![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


